زندگی نامه آیت الله قاضی (ره)

                      


ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود. ضمیر الهی اش او را به عالم قدس می خواند و او که قصد کوی جانان را در سر دارد، می خواهد به هر نحو شده از این خاکدان طبیعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد. می داند که جانب عشق عظیم است و نباید به راحتی از دستش بدهد و فرو بگذاردش، برای همین چهل سال است که مشغول مجاهده است. چهل سال است که آداب عبودیت می آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!

خود ایشان می گوید:« نزد هر کس احتمال می دادم از او چیزی بفهمم، می نشستم اگر مطلبی را می فهمیدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمی فهمیدم دیگر به آن شخص مراجعه نمی کردم. »

 

     برای خواندن کامل زندگی نامه ایشان به ادامه مطلب مراجعه کنید....


ادامه مطلب

برچسب ها: آیت الله سید علی قاضی، استاد عرفان و اخلاق، خداوند، امام حسین،
پندها چه بسیارند و پندگیرندگان چه اندک!


یه چیزی که اثبات شدس برای همه ی انسانها ( چه کسانی که خدا رو قبول داشته باشند و چه کسانی که نداشته باشند) همه شون به تمام شدن زندگی شون اعتقاد دارن.


ُمردن.

یعنی جدا شدن از تمام تعلقات دنیایی..چه مال چه فرزند چه زندگی..جدا شدن از همه چیز..خیلی راحت بگم فنا شدن مادی.

ما انسانها چشممونو روی خیلی واقعیتا بستیم..خیلی هامون برای خیلی از سالهای زندگی مون برنامه ریزی کردیم ولی هیچ وقت به آخرش فکر نکردیمو برنامه نریختیم.سرمونو مثه کبک فرو بردیم زیر برف ..خیلیامون حتی نمیخوایم واقعیتو قبول کنیم که یه روزی تنها چیزی که از این دنیا میبریم چند تیکه پارچه ست .


برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب برید.......

امیدوارم تلنگری باشه برای بنده شدن.



ادامه مطلب

برچسب ها: مردن، زندگی پس از مرگ، کفن، غسل دادن، بی وفایی دنیا،
حسین منی و انا من حسین




یا اباعبدالله،
تو همه چیزت را در راه اسلام دادی،
همه چیز...


ای معلم،
ای چراغ راه،

ای کشتی نجات،
نجاتمان بده
آب دنیا پرتلاطم است
هر گوشه ای، فریبی در کمین است
ما اسم تو را به زبان می آوریم، ولی راه تو را نمی رویم

ای حسین،
چه زیبا بود دنیا اگر از تو آموخته بودیم
مرامت را
اخلاقت را
غیرتت را

ای مردترینِ مردها،
ای آقا و سرور همه ی شهیدان،

چه بگویم که پیامبر خدا در وصفت گفت: "حسین منی و انا من حسین"
"
حسین از من است و من از حسین"

نیمه ی اول جمله واضح است: تو از نوادگان پیامبری
ولی نیمه ی دوم چه؟
"
من از حسینم"؟
مگر می شود؟

 نیمه ی دوم این حدیث پر از مفهوم است

من از حسینم یعنی،
دین من،
آوازه ی من،
آینده ی امت من،
همه وابسته به حسین است
اگر حسین نباشد،
حقیقتی از دین محمد (ص) باقی نخواهد ماند
این حسین است که با خون خود
درخت محمد را آب‌یاری می کند
چه زیبا گفت پیغمبر راستگوی
حسین از او بود
و او از حسین است




برچسب ها: حسین منی و انا من حسین، ابا عبدالله، محمد (ص)، حسین، شهید، خون،
یا محمداه !!!!

او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل
او می كشید و من می كشیدم
او خنجر از كین من آه از دل
او می برید و من می بریدم

او از حسین سر من از حسین دل






زینب(بی‌قرار چشم به قتلگاه دارد): چه كسی از گُلِ خوشبوی زهرا خبر می‌آورد؟...زینب بی‌تاب است...چه كسی از حسینش نشانی به او می‌رساند؟...كجایی ذوالجناح؟...یادت هست به گاهِ رفتن حسینِ زهرا به میدان، وقتی كه بی‌قرار سُم به زمین می‌كوفتی، دختر علی با چشم بی‌تاب تو عهدی بست.... كه حسینش تنها نگذاری؟...یادت هست ترا گفتم اگر بدون حسین برگردی شیون دختر نبی زمین و عرش بلرزاند؟...ذوالجناح! كجایی؟ چرا خبر از حسینم نمی‌آوری؟....نمی‌گویی دل دختر علی در تب و تاب است؟... می‌بینی این خیام سوخته را؟...می‌بینی این دل‌شكستگان عزیز از دست‌رفته را؟...تو بگو! كجاست مولایشان حسین زهرا كه مرهم دلشان باشد؟...

 

                       ...........................................................................



زینب : خدا!....(همانطور سر رو به آسمان دارد...می گرید)حسینم!..كجایی روزگار زینبت بینی؟

..خدایا!...(گریه و اندوه در صدایش اوج دارد)خدا!....پهلوی شكسته‌ی مادر پشت در سوخته..... و داغ محسن دنیاندیده‌اش دیدم.... هیچ نگفتم... تارك خونین پدر در محراب كوفه دیدم... هیچ نگفتم... جگر صدپاره‌ی حسنم دیدم... طاقت آوردم....نینوا را شرمسار گل‌های پرپر آل نبی دیدم... صبر پیشه كردم.... بازوان بریده ابوالفضل و گلوی دریده‌ی حسینم قامتم شكست ... ناله فرو خوردم.... اما... خدایا... اینك سر آن دارم كه از جگر فریاد برآرم(دستها را كاملاً به طرف آسمان گشوده و با دردمندی تمام و از عمق جان)... یا محمدا !.....

نوای نی و صوت قرآن و همزمان برخاستن همسرایان كه بر سینه می‌كوبند و فریاد یامحمدا سر داده‌اند در هم می‌پیچد...

 



ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین و شهدای دشت کربلا رو به تمامی شیعیان واقعیه اون امام همام تسلیت عرض میکنم.





برچسب ها: حسین بن علی، عاشورا، شهید، شهدای کربلا، زینب (س)، خدا، قتلگاه،
اسمع افهم

        


هنوز هم فرصت باقیست!

گوش هایت را باز کن.

تا دیر نشده است بشنو... بفهم

بشنو...!

بفهم!

بفهم...!

                                                      اسمع افهم یا فلان بن فلان...




برچسب ها: مرگ، مردن،
ظهر غدیــر تا ظهر عاشـــورا



چـــه کوتاه است فاصله میان 

 بالا رفتن دست علـی (ع)

و

بالا رفتن سر حسیــن (ع)

فاصلـه ای از ظهر غدیــر تا ظهر عاشـــورا  !!!

 




یا کاشف الکرب

         یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین 


      ای برطرف کننده غم و اندوه از روی حسین بحق برادرت حسین ، اندوه و مشکل من را برطرف کن .


 
    

         




طراحی پوسته از : ایران نقش (طراحی قالب وبلاگهای پارسی)
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به عـلـقـمه می باشد.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات